موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
86
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
از هفتم مه كه وارد خاك ايران شديم پادشاه ايران امر فرمودند كه تمام مخارج حمل و نقل و آذوقه يوميهء ما به عهده دولت ايران باشد بدين جهت اسب سوارى و قاطر و شتر براى حمل و نقل باروبنه بمادادند - بقدرى زنگوله بقاطرها آويخته بودند كه موقع حركت صداى غريبى برميخاست - واقعا كثرت باريرا كه يك قاطر ميبرد و سرعتى را كه اين حيوان در راه دارد باورنكردنيست ولى بر خلاف از حركات و روشى كه شتر دارد اگر نمىترسيدم ميگفتم خيلى فيلسوف مآب است چه گمان ندارم قوهاى در عالم باشد كه سرعت اين حيوانرا مضاعف كند همين كه اين حيوان را بخواهند بار كنند يا بارى از پشتش برگيرند باولين فرمان صاحبش به زانو درميآيد البته يك نعره دلخراش مىزند ولى سر از اطاعت صاحبش نمىپيچد و بار خود را در موقع حركت به خوبى ميشناسد غريب آن است كه هنگام رحيل بدون اينكه محتاج بفرمان باشد خودبخود برخاسته حركت مىكند در عالم حيوانى سهل المئونه - تراز شتر نيست . در صحارى بىآب و علف گشته غذائى براى خود تهيه مىكند - در عوض سوارى شتر هم خود يك نوع مجازاتست چه دائم كوهان اين حيوان مرتبا بجلو و عقب حركت مىكند . تمام محمولات اين مملكت بر پشت اسب و الاغ و شتر حمل مىشود - اهالى اين مملكت گارى چرخدار نديدهاند ، از همينجا مىشود حالت اسفناك راهها را حدس زد - راهها عبارت از خطوطيست كه علف آن پايمال شده و در اراضى سنگلاخ كه آثار پا نميماند بدون بلد مسافر گم مىشود . ايرانيان عموما با اسب مسافرت ميكنند ولى براى زنان وسيلهء راحتترى ترتيب دادهاند كه عبارت از تخت روان است اين آلت از طرفين متصل به دو مالبند است كه يك قاطر از عقب و يكى از جلو به آن بسته حركت مىكند و به اين وسيله قدرى سريعتر و راحتتر ميتوان مسافرت كرد ، اين قفس عموما بپارچهء قرمز رنگى پوشيده